نوت گرامر
ماه اول:
Language زبان:
زبان مجموعه سبمول های قراردادی است که غرض افهام و تفهیم از آن استفاده به عمل میآید.
ویا اینکه وسیله افهام و تفهیم است.
زبان را از لحاظ شکل به سه دسته تقسیم گردیده است:
1. زبان نوشتی یا ادبی (Courtesy Language)
به آن زبان اطلاع میشود که شکل دستوری و قلمی داشته و نکات گرامی یا دستوری در آن رعایت می گردد.
معمولاً از این نوع زبان در نوشتن کتب، مجلات و غیره استفاده به عمل میآید.
2. زبان عامیانه یا گفتار (Colle quail language
زبان است که شکل محاوری داشته و قواعد خاص دستوری معمولاً در آن در نظر گرفته نمیشود.
این زبان معمولاً در زنده گی روزمره مورد استفاده دارد.
3. زبان اشاری یا حرکی ( Demonstrative Language)
به زبان گفته میشود که توسط حرکات و اشارات افاده میشود، مثال واضح این زبان را میتوان دو اشخاص گنگ را مشاهده کرد.
زبان را از لحاظ معنی و مفهوم میتوان به دو دسته تقسیم کرد.
زبان به مفهوم عام و زبان به مفهوم خاص:
زبان به مفهوم عام: (Language in Common meaning)
زبان به این مفهوم عبارت از بکار بردن علامات قراردادی صوتی است که غرض فهمیدن و فهماندن بصورت گفتاری بکار میرود باید متذکر شد که برای بهتر فرا گرفتن یک زبان نیاز به سلسه قواعد و دساتیر احساس میشود که انرا گرامر Grammar یا دستور گویند.
گرامر: (Grammar)
عبارت از مجموعه قواعد است که جهت درست نوشتن، درست خواندن و افهام و تفهیم بهتر از آن استفاده به عمل میآید.
البته دستور ویا گرامر کاربرد صحیح نکات دستوری را یک زبان میان میدارد.
الفبا: (Alphabet)
عبارت از نشانه های قراردادی صوتی است که اساس یک زبان را تشکیل میدهد، زبان خود در اصل از مجموعه سمبول های تشکیل شده است که با استفاده از این سبمول ها ویا نشانه ها میتوان زبان را افاده نمود.
در زبان انگلیسی 26 حروف موجود است این حروف را از لحاظ شکل میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
حروف بزرگ و حروف کوچگ:
حروف بزرگ: (Capital letters)
عبارت از حروفی اند که به شکل برجسته تحریر میشوند این حروف دارای موارد بکار برد ذیل اند:
1. برای نوشتن حرف الو کلمه در آغاز جمله
مثال: He is a student
2. برای نوشتن حرف اول اسم های خاص
مثال: He is Ahmad
3. برای نوشتن حرف اول روز های هفته
مثال: Today is Sunday
4. در نوشتن حرف اول ماه های سال
مثال: It is June now
5. برای نوشتن ضمیر فاعلی (I)
مثال: I am a Student
مخففات نیز با حروف بزرگ تحریر میشوند.
مثال: UN, AFG, DEM, MoI
حروف کوچگ: (Small letters)
حروف اند که شکل غیر برجسته داشته و معمولا در نوشتن کتب، مجلات و غیره از آن ها وسیعاً استفاده به عمل میآید.
حروف بزرگ و کوچک را میتوان بر حسب ذیل نوشت:
حروف بزرگ:
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
حروف کوچک:
( a b c d e f g h I j k l m n o p q r s t u v w x y z)
حروف در زبان انگلیسی از لحاظ طرز تلفظ یا معنی به دو شکل ادا میشود یکی حروف مصوت یا صدا دار و دیگری حروف صامت یا بی صدا.
حروف مصوت یا صدا دار: (Vowel letters)
عبارت از حروف اند که در هنگام تلظ آنها در سیستم گفتاری موانع ایجاد نمیشود و حین حروف هر یک به تنهائی میتوانند یک ایجاء را تشکیل دهند، این حروف عبارت اند از:
A E I O U
نقش حروف صدا دار: (The roll of Vowel)
نقش حروف صدا دار را میتوان ذیلاْ خلاصه کرد:
1. موجودیت صرف صدا دار در یک کلمه باغث ایجاد صدا در آن کلمه میشود.
در صورتیکه حرف صدا دار در یک موجود نباشد آن کمله را نمیتوان تلفظ کرد.
مثلاً: (Sprt) را نمیتوان بصورت یک کلمه تلظ کرد ولی اگر حرف صدا دار را بیافزایم آنگاه در خود تلف خواهد شد.
مثلا: (Sport)
2. موجودیت حرف صدا دار باعث ایجا بندی در کلمات میشود.
مثال: Moral –Mo ral
3. برای کلماتیکه با حرف صدا دار آغاز شده اند از حرف تعریب (an) برای معین ساختن آنها استفاده میشوند.
مثال: An egg, and apple, and orange
نوت:
در حروف دیگری که معمولاً در صورت موجود نبودن حصوف صدا دار در کلمات باعث ایجاد صدا میشوند عبارت از WY هستند.
این حروف را حروف صدا دار (Semi Vowel) می نامند.
مثال: Cry, why, sky, windoe
البته اگر ایجا و کلمات با این حروف اغاز شوند بیصدا و در غیر حروف آغاز شوند بیصدا در غیر آن صورت صدا دار هستند.
حروف بیصدا یا صامت Consonant Letters
حروفی اند که در هنگام تلفظ شان در سیستم گفتاری موانع ایجاد میشود و همچنان به تنهائی خود نمیتوانند صدا ایجاد کنند این حروف موارد استعمال شان قرار ذیل اند.
1. B.
صدای (ب) را در زبان دری افاده میکند این حرف در وسط کلمات قبل از (T) و در اخر کلمات بعد از (M) تلفظ نمیشود.
مثال: Beak, Debt, Comb
2. C:
صدای (س، ک) را بیان میکند قبل از حروف (e.i.y) س و در غیر آن (ک) تلفظ میشود.
مثال: City, center, cycle, car
3. D:
حرف D صدای (د) را مبین است و قبل از حروف (G.J) در وسط کلمات قابل تلظ نیست.
مثال: Door, Adjure, bridge,
4. F
حرف F صدای (ف) را افاده میکند.
مثال: Famous, life
5. G
حرف G صدای (ج) و (گ) را بیان میکند، حرگاه قبل از حروف (E.I) قرار گیرد گاهی (گ) و گاهی (ج) تلظ میشود.
مثال: Girl, ginger, get, generous
قبل از (y) همیشه (ج) تلفظ میشود.
مثال: Gymnastic
هرگاه قبل از حروف دیگری قرار گیرد همیشه (گ) تلفظ میشود.
مثال: Gray, quilt
قابل تذکر است که این حرف قبل از حروف (M.N) صدا نمیدهد.
مثال: Foreigner, diaphragm
6. H:
صدای (ح) و (هـ) را مبین است.
مثال: Health, Hide
7. J:
حرف J بیانگر (ج) و (ژ) خفیف است.
مثال: Jam, Jacket
8. K
حرف K صدای (ک) را افاده میکند، و در آغاز کلمات قبل از حرف N تلفظ نمیشود.
مثال: Knife, Kick, knee
9. L:
حرف L بیان کننده صدای (ل) است، این حرف بعضاً در وسط کلمات قبل از حرف K تلفظ نمیشود.
مثال: Lucky, talk. Walk, calf, palm
10. M:
افاده کننده صدای (م) است.
مثال:Moon, meet
11. N:
صدای (ن) را افاده میکند، در آخر کلمات بعد از حرف M تلفظ نمی شود.
مثال: needy, condemn
12. P:
صدای (پ) را بیانگر است، در آغاز کلمات قبل از حروف (n) و (s) صدا نمی دهد.
مثال: peep, pneumonia, psychology
13. Q:
صدای (ک) را میدهد بعد از این حرف معمولاْ (U) قرار میگیرد.
مثال: Queen, question, quiet
14. R
صدای (ر) را مبین است.
مثال: Ruler, Road
15. S
صدای س را بیانگر است.
مثال: Sauce, Seek
16. T:
صدای (ت) و (ط) را افاده میکند در وسط کلمات قبل از (CH) و بعد از (S) قبل از (L) تلفظ نمیشود.
مثال: Tear, Watch, whistle
17. V:
صدای (وی) را بیانگر است د عربی (ﭪ) متدارف آن است.
مثال: Vast, Shelves
18. W:
صدای (و) را مبین است در آغاز کلمات قبل از حرف I تلفظ نمیشود.
مثال: Ex. Write, worry, wrong
19. X
صدای (ایگز و ایکس) را افاده میکند. در آغاز کلمات (z) تلظ میشود.
مثال: Exam, Exit, Box, Xerox
20. Y:
مبین صدای (ی) در زبان دری است.
مثال: Young, yawn
21. Z
صدای (زد، ز، ض، ظ) را بیانگر است.
مثال: Zoo, Zip, Zone
نوت: بعضی از حروف که به شکل ثابت در زبان انگلیسی وجود ندارد میتوان آنها را با ترکیب نمودن دو یا بیشتر از دو حرف تشکیل نمود که معمولاً این حروف را حروف ترکیبی Compound Letter میگویند.
که این حروف های ترکیبی عبارت اند از:
Ch, sh, zh, gh, kh, ph, th, tu, tion sion, cient, Dier, qh, du
ج ق جر سنت ژن شن چ د ف خ ع ژ ش چ
مثال: Shoulder, chalk, ancient, picture, soldier
Pronoun
ضمیر
Pronoun is word which is used instead of noun and prevents form its repetition.
ضمیر کله است که با جای اسم استعمال شده و از تکرار آن جلوگیری میکند.
Ex: Ali is a good student
He studies hard
The pronoun are divided in to nine parts.
ضمیر به نه دسته تقسیم شده است.
Personal pronouns ضمایر شخصی
Interrogative pronouns ضمایر پرسشی
Demonstrative pronouns ضمایر اشاری
Relative Pronouns ضمایر وصل کننده معین
Reflective Pronouns ضمایر انعکاسی
Distributive Pronouns ضمایر توضیعی
Emphasizing Pronouns ضمایر تاکیدی
Indefinite Pronouns ضمایر نا معین
Possessive Pronounsضمایر ملکی
Personal Pronouns:
Are those pronouns when are used instead of people and thing in the sentences.
ضمایر شخصی: آنهای اند که به جای اشخاص و اشیاء در جملات استعمال میگردد.
Personal Pronouns Consisting
ضمایر شخصی عبارت اند از:
I- You- He- She- It- We- They- Me- You- Him- Her- It – Us- Them.
Personal Pronouns are divided in to two parts.
ضمایر شخصی به دو بخش تقسیم شده است:
Subject Pronouns – Object pronouns
ضمایر فعالی ضمایر مفعولی
Subject Pronouns: are those which are used instead of subject in the sentences.
ضمایر فاعلی: ضمایر اند که به جای فاعلی در جملات استعمال میشوند.
Subject: Is the Doer of an action.
فاعل: کننده کار را فاعل گوین.
Ex: I perform my home work.
S
Subject: is a person or thing that we talk about.
فاعل: شی و یا شخصی است که ما در مورد آن صحبت می نمائیم.
Ex: He is a student.
S
Subject: is a word which is used at the beginning of a sentence.
فاعل: کلمه است که در آغاز یک جمله قرار میگیرد.
Ex: This is a Comfortable chair.
The uses of (It):
1. (It) is used for something in animate.
برای شی بیجان استعمال میشود.(It)
Ex: It is a book
2. (It) can be used for the animals when we do not consider their gender.
میتواند برای حیوانات بدون در نظرداشت نوعیت آنها استعمال گردد.(It)
Ex: It is a dog.
3. (It) can be used for the people in the photos.
میتواند برای اشخاص در تصاویر استعمال گردد.(It)
Ex: Who is this in the Picture?
It is ahmad.
4. (It) can be sometimes used for small babies.
بعضی اوقات میتواند برای اطفال خوردسال استعمال گردد.(It)
Ex: It is a new born baby.
Object Pronouns: ضمایر مفعولی
Object pronoun are those which are used instead of Object in the sentence.
ضمایر مفعولی آنهای اند که بجای مفعول در جملات استمعال میگردند.
Object:
Object is the receiver of an action.
مفعول، گیرنده عمل ست (شی یا شخصیکه کار بالایش انجام میشود.
The object pronouns consist in: ضمایر مفعولی عبارتند از
Me- you- him- her- it- us- them
Ex: Karim saw him yesterday.
To be verbs: افعال بودن
To be verbs are those which are used are used to show state in the sentence.
افعال بودن افعالی هستند که جهت نشان دادن حالت در جملات استعمال میشوند.
To be verbs consist in:
Am- Is- Are- Was- Were
He
She is
It
I am
You
We are
They
Ex: She is a teacher.
We are classmates.
Past conjugation:
He
She
Was
It
I
You
We Were
The
Ex: I was in the college yesterday.
They were very clever students.
Note: In the question form the (To be verbs) are used at the beginning of the sentence an in the negative for we add only (not) after the verbs.
یاداشت: در شکل سوالی افعال بودن در آغاز جمله استعمال شده و در شکل منفی صرف کلمه بعد از این افعال اضافه میکنیم.(not)
Ex: He is a teacher.
Is he a teacher?
He is not a teacher.
To have verbs: افعال داشتن
To have verbs are those which are used to show possession or ownership in the sentences.
یا داشتن آنهای اند که برای نشان دادن ملکیت یا مالکیت در جملات میآیند.To have افغال
To have verbs are consist of: عبارت اند است
Have- has- had.
Present conjugation:
I
You
Have
We
The
He
She Has
It
Ex: I have a book.
She has a book
Past conjugation:
I
You
We
The Had
He
She
It
Ex: I had a little money
She had a pretty dress.
The student had bicycle
Memo: یاداشت
Usually on the question and negative forms of to have verbs the (To do verbs) are used along with them. But it is possible to used (to have verb) at the beginning of the sentence in the question and add only (not) after them in the negative.
یاداشت:
همرای آنها استعمال میشوند، to do افعالی to have معمولاً در شکل سوالی و منفی افغال
ولی ممکن است که آنها را در شکل سوالی در آغاز جمله و در شکل منفی بعد از آنها صرف را علاوه نمود. (not)
Ex: I have a book.
Have I a book? (British System)
I have not a book.
I have a book.
Do I have a book?
I do not have a book.
To do verbs:
To do verbs are used to show performing of an action in the sentence.
افعال To do یا انجام دادن برای نشان دادن انجام یک عمل در جملات استعمال میگردند.
To do verbs consist in:
Do- does- did
Present conjugation:
He
She Does
It
I
You
Do
We
They
Ex: I do my homework every day
She does the chores
Past conjugation:
He
She
It
I Did
You
We
They
Ex: We did our homework yesterday.
She did the chores in the morning.
Note: to do verbs are usually used in the question and negative forms of the sentence which do not contain any other auxiliary.
نوت: افغال To Do معمولاٌ در شکل سوالی و منفی جملات استعمال میگردند که دارای فعلی کمکی دیگری نباشند.
Ex: I visited my friend yesterday.
Did I visit my friend yesterday?
I did not visit my friend yesterday.
Emphatic Do: انجام دادن تاکیدی
Sometimes the To do verbs are placed before the simple form of the verb to emphasize on the action called emphatic do.
بعضی اوقات To do قبل از شکل ساده افعال قرار گرفته و به انجام عمل تاکید میورزد که در آن صورت بنام یخ تاکیدی یاد میشوند.
Ex: He does teach this class.
ختم گرامر ماه اول:
Demonstrative Pronouns
ضمایر اشاری
Are used instead of nouns and point out some person place or thing.
ضمایر اشاری: ضمایری اند که بجای اسم استعمال شده و به شخص، شی ویا مکانی اشاره میکنند.
Demonstrative pronouns consist in:
This- That- These- Those
Ex: This is a mason. این یک معمار است
These come to school everyday
Such is my result چنین است نتیجه من
Possessive Pronouns: ضمایر ملکی
Are used instead of noun and show possession or ownership.
ضمایر ملکی آنهایی اند که بجای اسم استعمال شده و ملکیت یا مالکیت را نشان میدهد.
Possessive pronouns consist in:
Mine- yours- his- hers- its- ours- theirs
Ex: The car over there is mine.
Is this book yours?
These pencils are not his.
Afghanistan is ours.
Demonstrative Adjective: صفات شاری
Are those which are used before nouns and point some person place or thing.
صفات اشاری، صفاتی اند که قبل از اسم ها استعمال شده و به شی شخص ویا مکانی اشاره میکنند.
Demonstrative Adjectives as follow:
This- that- these- those
The same- the former- the latter. . . . . etc.
Ex: This new model car is his.
Those chairs are inexpensive.
The same pencils can be found there.
Possessive Adjectives: صفات ملکی
Ex: the possessive adjectives are those which are placed before noun and show possession or ownership.
صفات ملکی آنهایی اند که قبل از اسم ها استعمال شده و ملکیت یا مالکیت را نشان میدهند.
Possessive Adjectives consist in:
My- your- his- her- its- our- their
Ex: This is my friend.
Those are his classmates.
All the students are clever in our class.
Kabul is nice city, its building are beautiful.
Verb: فعل
Is a word which shows state or action.
فعل کلمه ایست که حالت ویا عمل را بیان میکند.
Complement: تکمیل کننده
Is a word or a group of words which completes the meaning of sentence.
تکمیل کننده: کلمه ویا گروپ از کلمات اند که معنی جمله را تکمیل میکند.
Ex: I come to school everyday.
Do I come to school everyday?
I do not come to school everyday.
Do not I come to school every day?
Note:
It is mentionable that all the verbs accept of auxiliaries take (s) or (es) in the third singular person (he, she, it) of the simple present tense.
قابل یاد آوری است که تمام افعال بجز افعال کمکی در شخص سوم مفرد زمان حال ساده (s) ویا (es) اختیار میکنند، البته این امر صرف در حالات بیانی مطرح است، نه در حالات سوالی و منفی.
Verbs ending in (s, ss, ch, sh, o, x, z) talk (es) verbs ending other letters take only (s).
افعال که به حروف لالا ختم شده اند (es) اختیار میکنند افعال که به غیر از این حروف شده اند (s) دریافت میکنند.
Ex: she watches the TV every night.
Ahmad says a story about a poor man.
He learns English.
Tense زمان
Tense is the form of the verb which shows when an action has happened.
زمان شکل از فعل که نشان میدهد یک عمل چه وقت اتفاق افتاده است.
در زبان انگلیسی 28 زمان وجود دارد که به دو بخش تقسیم شده اند.
There are 28 tenses in English language which are divided in to two parts.
1. Active tense زمان معلوم
2. Passive tense زمان مجهول
Active Tense:
Active tense is a tense in which doer of an action is the subject of the sentence is called active tense.
زمان معلوم زمانی است که کننده عمل یا فعال مبدا جمله باشد.
Ex: Ali bought a chair. علی یک چوکی خرید
Passive Tense:
Passive tense is a tense in which the receiver of the action in the subject of the sentence is called passive tense.
زمان نا معلوم یا مجهول زمانی است که گیرنده کار با مفعول، مبتدا جمله باشد.
Ex: A chair was bought. یک چوکی خریده شده بود
Simple Present Tense: زمان حال ساده
Structure:
Affirmative form: S+V+C. شکل مثبت
Question form: Do/Does+S+V+C? شکل سوالی
Negative form: S+ do/does+not+V+C. شکل منفی
Negative interrogative form: Do/does+not+ S+V+C? شکل سوالیه منفی
Usage 1: محل بکار برد
is used to show habitual action, habitual action is an action which is done habitually like everyday, every week, every morning, every month and etc.
زمان حال ساده برای بیان کارهای استعمال میگردد که حسب معمول یا عادت وار انجام میشوند، عمل عادتی ا حسب معمول عملی مانند، هرروز، هر هفته، هر صبح، هر ماه و غیره انجام شود.
Ex: We go to school every day.
Note:
When Simple present tense is used in this way:
It is usually followed be adverbs of frequency like always often, usually, sometimes, rarely, …… etc.
نوت: هنگامیکه زمان حال ساده در این طریقه بکار رود معمولاً با قید های تکرار چون همیشه، اکثراً، بعضی اوقات، ندرتاً و غیره همراهی میشود.
Ex: I always go to library.
Usage 2:
Simple present tense is used for a general fact.
General fact is a fact which is clear for all.
زمان حال ساده برای حقیقت کلی استمعال میگردد.
حقیقت کامل حقیقتی است که برای همه واضح است.
Ex: He is a student.
Karim has black ayes.
The earth moves around the sun.
Usage 3:
Simple present tense can be used in the headlines of newspapers to show past present or future.
زمان حال ساده برای بیان عمل در گذشته، حال و آینده میتواند در عنوانی روزنامه ها استعمال گردد.
a: when it is used with simple form of the verb shows a past action.
هنگامیکه این زمان با شکل ساده فعل بکار رود حالت گذشته را نشان میدهد.
Ex: the president meets the prisoner.
رئیس جمهور زندانی ها را ملاقات کرد.
b: when it is used with (ing) form of the verb shows a present action.
زمانیکه با شکل (ing) فعل بکار رود عمل زمان حال را نشان میدهد.
Ex: The president meeting the prisoner.
رئیس جمهور زندانی ها را در حال ملاقات است.
c: When it is used with ( To+verb) shows a future action.
زمانیکه با (To+verb) بکار رود شکل آینده را نشان میدهد.
Ex: The president to meet the prisoners.
رئیس جمهور زندانی ها را ملاقات خواهد کرد.
Usage 4:
Simple present tense is used to show a planet future action.
زمان حال ساده برای بیان عملی پلان شده در زمان آینده استعمال میگردد.
Ex: Ahmad Travels to India next week.
My friends comes here the day after tomorrow.
احمد سفر میکند به هندوستان هفته آینده.
دوستانم میآیند اینجا پس فردا
Note: Adverb of frequency shows the repetition of an action.
قیود تکرار، تکرار یک عمل را نشان میدهد.
Ex: I always go to school.
من همیشه به مکتب میروم.
Present Continues Tense: زمان حال جاری
Structure:
A F: S+ to be + V ing+ C.
Q F: To be+ S + V ing + C.
N F: S + To be + not + v ing + C
N I F: To be + not + S + V ing + C
A F: I am going to school now.
Q F: Am I going to school now?
N F: I am not going to school now.
N I F: Am I not going to school now?
Usage 1.
Present continues tense is used to show the duration of an action which is in progress right now.
زمان حال جاری برای بیان جریان عملی استعمال میشود که در حال حاضر در حال انجام باشد.
Note:
When present continues tense is used in this way it is usually followed by adverbs of time. Like (now, at present, etc)
یاداشت: هنگامیکه زمان حال جاری در این طریقه بکار رود معمولاً با قید های زمان مانند (حال، در حال حاضر و غیره) همراهی میشود.
Ex: She is talking on the phone right now.
We are studying over lessons now.
Usage 2.
Present continues tense can be used to show an action which will take place in the future.
زمان حال استمراری یا جاری برای بیان عمل در زمان آینده استعمال میگردد.
Ex: Ahmad is coming here tomorrow.
We are going to a party next week.
Usage 3:
Present continues tense can also show the duration of an action which is apparently going on. but not necessary at the moment of speaking.
زمان حال استمراری همچنان میتواند برای بیان جریان عملی استعمال گردد. که ظاهراً در حال انجام است اما نه ضروراً در هنگام صحبت. (در موقع صحبت درجریان نیست)
Ex: my friend is working in a bank.
Jamal is studying at the university.
The students are studying at school everyday.
Note:
The present continues tense is not used with (out of control verbs).
These verbs are used in the simple present tense, followed by adverbs of present continues.
یاداشت: زمان حال جاری را نمیتوان با افعال غیر ارادی بکار برد.
این افعال در زمان حال ساده استعمال شده و باقید زمان حال جاری همراهی میشوند.
Some of the out of control verb as follow:
( Understand, believe, know, see …… etc.
Ex: I am understanding the lesson. (wrong)
I understand the lesson now (right)
Spelling notes:
قواعد اضافه نمودن (ing)
1.Verbs ending in a single (e) drop (e) and add (ing)
افعالیکه صرف به (e) ساکن ختم شده اند (e) اخر یا ساکن آنها حذف شده و (ing) علاوه میگردد.
Ex: Take- Talking
Make- making
2. Verbs ending in (ee) no changes are possible.
افعالیکه به (ee) ختم شده تغیری در آنها وارد نمیشود:
Ex: Agree- Agreeing
Flee- fleeing فرار کردن
3. verbs ending in (ie) change (ie) in to (y) and add (ing).
افغالیکه به (ie) ختم شده اند قبل از اضافه نمودن (ing) حرف (ie) را به (y) تبدیل میشود.
Ex: Tie- Tying
Die- Dying
4. one syllable verbs ending in a consonant following a vowel the last consonant is doubled before adding (ing)
افعال یک هجائی که به حرف بی صدا ختم شده اند و قبل از حرف بی صدای آنها یک حرف صدا دار قرار داشته باشد صرف بی صدای آخر آنها قبل از اضافه نمودن (ing) دوچند میشود.
Ex: Swim- Swimming
Sit- Sitting
Note: verbs ending in ( c) on extra (k) is added before adding (ing).
ماه اول:
Language زبان:
زبان مجموعه سبمول های قراردادی است که غرض افهام و تفهیم از آن استفاده به عمل میآید.
ویا اینکه وسیله افهام و تفهیم است.
زبان را از لحاظ شکل به سه دسته تقسیم گردیده است:
1. زبان نوشتی یا ادبی (Courtesy Language)
به آن زبان اطلاع میشود که شکل دستوری و قلمی داشته و نکات گرامی یا دستوری در آن رعایت می گردد.
معمولاً از این نوع زبان در نوشتن کتب، مجلات و غیره استفاده به عمل میآید.
2. زبان عامیانه یا گفتار (Colle quail language
زبان است که شکل محاوری داشته و قواعد خاص دستوری معمولاً در آن در نظر گرفته نمیشود.
این زبان معمولاً در زنده گی روزمره مورد استفاده دارد.
3. زبان اشاری یا حرکی ( Demonstrative Language)
به زبان گفته میشود که توسط حرکات و اشارات افاده میشود، مثال واضح این زبان را میتوان دو اشخاص گنگ را مشاهده کرد.
زبان را از لحاظ معنی و مفهوم میتوان به دو دسته تقسیم کرد.
زبان به مفهوم عام و زبان به مفهوم خاص:
زبان به مفهوم عام: (Language in Common meaning)
زبان به این مفهوم عبارت از بکار بردن علامات قراردادی صوتی است که غرض فهمیدن و فهماندن بصورت گفتاری بکار میرود باید متذکر شد که برای بهتر فرا گرفتن یک زبان نیاز به سلسه قواعد و دساتیر احساس میشود که انرا گرامر Grammar یا دستور گویند.
گرامر: (Grammar)
عبارت از مجموعه قواعد است که جهت درست نوشتن، درست خواندن و افهام و تفهیم بهتر از آن استفاده به عمل میآید.
البته دستور ویا گرامر کاربرد صحیح نکات دستوری را یک زبان میان میدارد.
الفبا: (Alphabet)
عبارت از نشانه های قراردادی صوتی است که اساس یک زبان را تشکیل میدهد، زبان خود در اصل از مجموعه سمبول های تشکیل شده است که با استفاده از این سبمول ها ویا نشانه ها میتوان زبان را افاده نمود.
در زبان انگلیسی 26 حروف موجود است این حروف را از لحاظ شکل میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
حروف بزرگ و حروف کوچگ:
حروف بزرگ: (Capital letters)
عبارت از حروفی اند که به شکل برجسته تحریر میشوند این حروف دارای موارد بکار برد ذیل اند:
1. برای نوشتن حرف الو کلمه در آغاز جمله
مثال: He is a student
2. برای نوشتن حرف اول اسم های خاص
مثال: He is Ahmad
3. برای نوشتن حرف اول روز های هفته
مثال: Today is Sunday
4. در نوشتن حرف اول ماه های سال
مثال: It is June now
5. برای نوشتن ضمیر فاعلی (I)
مثال: I am a Student
مخففات نیز با حروف بزرگ تحریر میشوند.
مثال: UN, AFG, DEM, MoI
حروف کوچگ: (Small letters)
حروف اند که شکل غیر برجسته داشته و معمولا در نوشتن کتب، مجلات و غیره از آن ها وسیعاً استفاده به عمل میآید.
حروف بزرگ و کوچک را میتوان بر حسب ذیل نوشت:
حروف بزرگ:
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
حروف کوچک:
( a b c d e f g h I j k l m n o p q r s t u v w x y z)
حروف در زبان انگلیسی از لحاظ طرز تلفظ یا معنی به دو شکل ادا میشود یکی حروف مصوت یا صدا دار و دیگری حروف صامت یا بی صدا.
حروف مصوت یا صدا دار: (Vowel letters)
عبارت از حروف اند که در هنگام تلظ آنها در سیستم گفتاری موانع ایجاد نمیشود و حین حروف هر یک به تنهائی میتوانند یک ایجاء را تشکیل دهند، این حروف عبارت اند از:
A E I O U
نقش حروف صدا دار: (The roll of Vowel)
نقش حروف صدا دار را میتوان ذیلاْ خلاصه کرد:
1. موجودیت صرف صدا دار در یک کلمه باغث ایجاد صدا در آن کلمه میشود.
در صورتیکه حرف صدا دار در یک موجود نباشد آن کمله را نمیتوان تلفظ کرد.
مثلاً: (Sprt) را نمیتوان بصورت یک کلمه تلظ کرد ولی اگر حرف صدا دار را بیافزایم آنگاه در خود تلف خواهد شد.
مثلا: (Sport)
2. موجودیت حرف صدا دار باعث ایجا بندی در کلمات میشود.
مثال: Moral –Mo ral
3. برای کلماتیکه با حرف صدا دار آغاز شده اند از حرف تعریب (an) برای معین ساختن آنها استفاده میشوند.
مثال: An egg, and apple, and orange
نوت:
در حروف دیگری که معمولاً در صورت موجود نبودن حصوف صدا دار در کلمات باعث ایجاد صدا میشوند عبارت از WY هستند.
این حروف را حروف صدا دار (Semi Vowel) می نامند.
مثال: Cry, why, sky, windoe
البته اگر ایجا و کلمات با این حروف اغاز شوند بیصدا و در غیر حروف آغاز شوند بیصدا در غیر آن صورت صدا دار هستند.
حروف بیصدا یا صامت Consonant Letters
حروفی اند که در هنگام تلفظ شان در سیستم گفتاری موانع ایجاد میشود و همچنان به تنهائی خود نمیتوانند صدا ایجاد کنند این حروف موارد استعمال شان قرار ذیل اند.
1. B.
صدای (ب) را در زبان دری افاده میکند این حرف در وسط کلمات قبل از (T) و در اخر کلمات بعد از (M) تلفظ نمیشود.
مثال: Beak, Debt, Comb
2. C:
صدای (س، ک) را بیان میکند قبل از حروف (e.i.y) س و در غیر آن (ک) تلفظ میشود.
مثال: City, center, cycle, car
3. D:
حرف D صدای (د) را مبین است و قبل از حروف (G.J) در وسط کلمات قابل تلظ نیست.
مثال: Door, Adjure, bridge,
4. F
حرف F صدای (ف) را افاده میکند.
مثال: Famous, life
5. G
حرف G صدای (ج) و (گ) را بیان میکند، حرگاه قبل از حروف (E.I) قرار گیرد گاهی (گ) و گاهی (ج) تلظ میشود.
مثال: Girl, ginger, get, generous
قبل از (y) همیشه (ج) تلفظ میشود.
مثال: Gymnastic
هرگاه قبل از حروف دیگری قرار گیرد همیشه (گ) تلفظ میشود.
مثال: Gray, quilt
قابل تذکر است که این حرف قبل از حروف (M.N) صدا نمیدهد.
مثال: Foreigner, diaphragm
6. H:
صدای (ح) و (هـ) را مبین است.
مثال: Health, Hide
7. J:
حرف J بیانگر (ج) و (ژ) خفیف است.
مثال: Jam, Jacket
8. K
حرف K صدای (ک) را افاده میکند، و در آغاز کلمات قبل از حرف N تلفظ نمیشود.
مثال: Knife, Kick, knee
9. L:
حرف L بیان کننده صدای (ل) است، این حرف بعضاً در وسط کلمات قبل از حرف K تلفظ نمیشود.
مثال: Lucky, talk. Walk, calf, palm
10. M:
افاده کننده صدای (م) است.
مثال:Moon, meet
11. N:
صدای (ن) را افاده میکند، در آخر کلمات بعد از حرف M تلفظ نمی شود.
مثال: needy, condemn
12. P:
صدای (پ) را بیانگر است، در آغاز کلمات قبل از حروف (n) و (s) صدا نمی دهد.
مثال: peep, pneumonia, psychology
13. Q:
صدای (ک) را میدهد بعد از این حرف معمولاْ (U) قرار میگیرد.
مثال: Queen, question, quiet
14. R
صدای (ر) را مبین است.
مثال: Ruler, Road
15. S
صدای س را بیانگر است.
مثال: Sauce, Seek
16. T:
صدای (ت) و (ط) را افاده میکند در وسط کلمات قبل از (CH) و بعد از (S) قبل از (L) تلفظ نمیشود.
مثال: Tear, Watch, whistle
17. V:
صدای (وی) را بیانگر است د عربی (ﭪ) متدارف آن است.
مثال: Vast, Shelves
18. W:
صدای (و) را مبین است در آغاز کلمات قبل از حرف I تلفظ نمیشود.
مثال: Ex. Write, worry, wrong
19. X
صدای (ایگز و ایکس) را افاده میکند. در آغاز کلمات (z) تلظ میشود.
مثال: Exam, Exit, Box, Xerox
20. Y:
مبین صدای (ی) در زبان دری است.
مثال: Young, yawn
21. Z
صدای (زد، ز، ض، ظ) را بیانگر است.
مثال: Zoo, Zip, Zone
نوت: بعضی از حروف که به شکل ثابت در زبان انگلیسی وجود ندارد میتوان آنها را با ترکیب نمودن دو یا بیشتر از دو حرف تشکیل نمود که معمولاً این حروف را حروف ترکیبی Compound Letter میگویند.
که این حروف های ترکیبی عبارت اند از:
Ch, sh, zh, gh, kh, ph, th, tu, tion sion, cient, Dier, qh, du
ج ق جر سنت ژن شن چ د ف خ ع ژ ش چ
مثال: Shoulder, chalk, ancient, picture, soldier
Pronoun
ضمیر
Pronoun is word which is used instead of noun and prevents form its repetition.
ضمیر کله است که با جای اسم استعمال شده و از تکرار آن جلوگیری میکند.
Ex: Ali is a good student
He studies hard
The pronoun are divided in to nine parts.
ضمیر به نه دسته تقسیم شده است.
Personal pronouns ضمایر شخصی
Interrogative pronouns ضمایر پرسشی
Demonstrative pronouns ضمایر اشاری
Relative Pronouns ضمایر وصل کننده معین
Reflective Pronouns ضمایر انعکاسی
Distributive Pronouns ضمایر توضیعی
Emphasizing Pronouns ضمایر تاکیدی
Indefinite Pronouns ضمایر نا معین
Possessive Pronounsضمایر ملکی
Personal Pronouns:
Are those pronouns when are used instead of people and thing in the sentences.
ضمایر شخصی: آنهای اند که به جای اشخاص و اشیاء در جملات استعمال میگردد.
Personal Pronouns Consisting
ضمایر شخصی عبارت اند از:
I- You- He- She- It- We- They- Me- You- Him- Her- It – Us- Them.
Personal Pronouns are divided in to two parts.
ضمایر شخصی به دو بخش تقسیم شده است:
Subject Pronouns – Object pronouns
ضمایر فعالی ضمایر مفعولی
Subject Pronouns: are those which are used instead of subject in the sentences.
ضمایر فاعلی: ضمایر اند که به جای فاعلی در جملات استعمال میشوند.
Subject: Is the Doer of an action.
فاعل: کننده کار را فاعل گوین.
Ex: I perform my home work.
S
Subject: is a person or thing that we talk about.
فاعل: شی و یا شخصی است که ما در مورد آن صحبت می نمائیم.
Ex: He is a student.
S
Subject: is a word which is used at the beginning of a sentence.
فاعل: کلمه است که در آغاز یک جمله قرار میگیرد.
Ex: This is a Comfortable chair.
The uses of (It):
1. (It) is used for something in animate.
برای شی بیجان استعمال میشود.(It)
Ex: It is a book
2. (It) can be used for the animals when we do not consider their gender.
میتواند برای حیوانات بدون در نظرداشت نوعیت آنها استعمال گردد.(It)
Ex: It is a dog.
3. (It) can be used for the people in the photos.
میتواند برای اشخاص در تصاویر استعمال گردد.(It)
Ex: Who is this in the Picture?
It is ahmad.
4. (It) can be sometimes used for small babies.
بعضی اوقات میتواند برای اطفال خوردسال استعمال گردد.(It)
Ex: It is a new born baby.
Object Pronouns: ضمایر مفعولی
Object pronoun are those which are used instead of Object in the sentence.
ضمایر مفعولی آنهای اند که بجای مفعول در جملات استمعال میگردند.
Object:
Object is the receiver of an action.
مفعول، گیرنده عمل ست (شی یا شخصیکه کار بالایش انجام میشود.
The object pronouns consist in: ضمایر مفعولی عبارتند از
Me- you- him- her- it- us- them
Ex: Karim saw him yesterday.
To be verbs: افعال بودن
To be verbs are those which are used are used to show state in the sentence.
افعال بودن افعالی هستند که جهت نشان دادن حالت در جملات استعمال میشوند.
To be verbs consist in:
Am- Is- Are- Was- Were
He
She is
It
I am
You
We are
They
Ex: She is a teacher.
We are classmates.
Past conjugation:
He
She
Was
It
I
You
We Were
The
Ex: I was in the college yesterday.
They were very clever students.
Note: In the question form the (To be verbs) are used at the beginning of the sentence an in the negative for we add only (not) after the verbs.
یاداشت: در شکل سوالی افعال بودن در آغاز جمله استعمال شده و در شکل منفی صرف کلمه بعد از این افعال اضافه میکنیم.(not)
Ex: He is a teacher.
Is he a teacher?
He is not a teacher.
To have verbs: افعال داشتن
To have verbs are those which are used to show possession or ownership in the sentences.
یا داشتن آنهای اند که برای نشان دادن ملکیت یا مالکیت در جملات میآیند.To have افغال
To have verbs are consist of: عبارت اند است
Have- has- had.
Present conjugation:
I
You
Have
We
The
He
She Has
It
Ex: I have a book.
She has a book
Past conjugation:
I
You
We
The Had
He
She
It
Ex: I had a little money
She had a pretty dress.
The student had bicycle
Memo: یاداشت
Usually on the question and negative forms of to have verbs the (To do verbs) are used along with them. But it is possible to used (to have verb) at the beginning of the sentence in the question and add only (not) after them in the negative.
یاداشت:
همرای آنها استعمال میشوند، to do افعالی to have معمولاً در شکل سوالی و منفی افغال
ولی ممکن است که آنها را در شکل سوالی در آغاز جمله و در شکل منفی بعد از آنها صرف را علاوه نمود. (not)
Ex: I have a book.
Have I a book? (British System)
I have not a book.
I have a book.
Do I have a book?
I do not have a book.
To do verbs:
To do verbs are used to show performing of an action in the sentence.
افعال To do یا انجام دادن برای نشان دادن انجام یک عمل در جملات استعمال میگردند.
To do verbs consist in:
Do- does- did
Present conjugation:
He
She Does
It
I
You
Do
We
They
Ex: I do my homework every day
She does the chores
Past conjugation:
He
She
It
I Did
You
We
They
Ex: We did our homework yesterday.
She did the chores in the morning.
Note: to do verbs are usually used in the question and negative forms of the sentence which do not contain any other auxiliary.
نوت: افغال To Do معمولاٌ در شکل سوالی و منفی جملات استعمال میگردند که دارای فعلی کمکی دیگری نباشند.
Ex: I visited my friend yesterday.
Did I visit my friend yesterday?
I did not visit my friend yesterday.
Emphatic Do: انجام دادن تاکیدی
Sometimes the To do verbs are placed before the simple form of the verb to emphasize on the action called emphatic do.
بعضی اوقات To do قبل از شکل ساده افعال قرار گرفته و به انجام عمل تاکید میورزد که در آن صورت بنام یخ تاکیدی یاد میشوند.
Ex: He does teach this class.
ختم گرامر ماه اول:
Demonstrative Pronouns
ضمایر اشاری
Are used instead of nouns and point out some person place or thing.
ضمایر اشاری: ضمایری اند که بجای اسم استعمال شده و به شخص، شی ویا مکانی اشاره میکنند.
Demonstrative pronouns consist in:
This- That- These- Those
Ex: This is a mason. این یک معمار است
These come to school everyday
Such is my result چنین است نتیجه من
Possessive Pronouns: ضمایر ملکی
Are used instead of noun and show possession or ownership.
ضمایر ملکی آنهایی اند که بجای اسم استعمال شده و ملکیت یا مالکیت را نشان میدهد.
Possessive pronouns consist in:
Mine- yours- his- hers- its- ours- theirs
Ex: The car over there is mine.
Is this book yours?
These pencils are not his.
Afghanistan is ours.
Demonstrative Adjective: صفات شاری
Are those which are used before nouns and point some person place or thing.
صفات اشاری، صفاتی اند که قبل از اسم ها استعمال شده و به شی شخص ویا مکانی اشاره میکنند.
Demonstrative Adjectives as follow:
This- that- these- those
The same- the former- the latter. . . . . etc.
Ex: This new model car is his.
Those chairs are inexpensive.
The same pencils can be found there.
Possessive Adjectives: صفات ملکی
Ex: the possessive adjectives are those which are placed before noun and show possession or ownership.
صفات ملکی آنهایی اند که قبل از اسم ها استعمال شده و ملکیت یا مالکیت را نشان میدهند.
Possessive Adjectives consist in:
My- your- his- her- its- our- their
Ex: This is my friend.
Those are his classmates.
All the students are clever in our class.
Kabul is nice city, its building are beautiful.
Verb: فعل
Is a word which shows state or action.
فعل کلمه ایست که حالت ویا عمل را بیان میکند.
Complement: تکمیل کننده
Is a word or a group of words which completes the meaning of sentence.
تکمیل کننده: کلمه ویا گروپ از کلمات اند که معنی جمله را تکمیل میکند.
Ex: I come to school everyday.
Do I come to school everyday?
I do not come to school everyday.
Do not I come to school every day?
Note:
It is mentionable that all the verbs accept of auxiliaries take (s) or (es) in the third singular person (he, she, it) of the simple present tense.
قابل یاد آوری است که تمام افعال بجز افعال کمکی در شخص سوم مفرد زمان حال ساده (s) ویا (es) اختیار میکنند، البته این امر صرف در حالات بیانی مطرح است، نه در حالات سوالی و منفی.
Verbs ending in (s, ss, ch, sh, o, x, z) talk (es) verbs ending other letters take only (s).
افعال که به حروف لالا ختم شده اند (es) اختیار میکنند افعال که به غیر از این حروف شده اند (s) دریافت میکنند.
Ex: she watches the TV every night.
Ahmad says a story about a poor man.
He learns English.
Tense زمان
Tense is the form of the verb which shows when an action has happened.
زمان شکل از فعل که نشان میدهد یک عمل چه وقت اتفاق افتاده است.
در زبان انگلیسی 28 زمان وجود دارد که به دو بخش تقسیم شده اند.
There are 28 tenses in English language which are divided in to two parts.
1. Active tense زمان معلوم
2. Passive tense زمان مجهول
Active Tense:
Active tense is a tense in which doer of an action is the subject of the sentence is called active tense.
زمان معلوم زمانی است که کننده عمل یا فعال مبدا جمله باشد.
Ex: Ali bought a chair. علی یک چوکی خرید
Passive Tense:
Passive tense is a tense in which the receiver of the action in the subject of the sentence is called passive tense.
زمان نا معلوم یا مجهول زمانی است که گیرنده کار با مفعول، مبتدا جمله باشد.
Ex: A chair was bought. یک چوکی خریده شده بود
Simple Present Tense: زمان حال ساده
Structure:
Affirmative form: S+V+C. شکل مثبت
Question form: Do/Does+S+V+C? شکل سوالی
Negative form: S+ do/does+not+V+C. شکل منفی
Negative interrogative form: Do/does+not+ S+V+C? شکل سوالیه منفی
Usage 1: محل بکار برد
is used to show habitual action, habitual action is an action which is done habitually like everyday, every week, every morning, every month and etc.
زمان حال ساده برای بیان کارهای استعمال میگردد که حسب معمول یا عادت وار انجام میشوند، عمل عادتی ا حسب معمول عملی مانند، هرروز، هر هفته، هر صبح، هر ماه و غیره انجام شود.
Ex: We go to school every day.
Note:
When Simple present tense is used in this way:
It is usually followed be adverbs of frequency like always often, usually, sometimes, rarely, …… etc.
نوت: هنگامیکه زمان حال ساده در این طریقه بکار رود معمولاً با قید های تکرار چون همیشه، اکثراً، بعضی اوقات، ندرتاً و غیره همراهی میشود.
Ex: I always go to library.
Usage 2:
Simple present tense is used for a general fact.
General fact is a fact which is clear for all.
زمان حال ساده برای حقیقت کلی استمعال میگردد.
حقیقت کامل حقیقتی است که برای همه واضح است.
Ex: He is a student.
Karim has black ayes.
The earth moves around the sun.
Usage 3:
Simple present tense can be used in the headlines of newspapers to show past present or future.
زمان حال ساده برای بیان عمل در گذشته، حال و آینده میتواند در عنوانی روزنامه ها استعمال گردد.
a: when it is used with simple form of the verb shows a past action.
هنگامیکه این زمان با شکل ساده فعل بکار رود حالت گذشته را نشان میدهد.
Ex: the president meets the prisoner.
رئیس جمهور زندانی ها را ملاقات کرد.
b: when it is used with (ing) form of the verb shows a present action.
زمانیکه با شکل (ing) فعل بکار رود عمل زمان حال را نشان میدهد.
Ex: The president meeting the prisoner.
رئیس جمهور زندانی ها را در حال ملاقات است.
c: When it is used with ( To+verb) shows a future action.
زمانیکه با (To+verb) بکار رود شکل آینده را نشان میدهد.
Ex: The president to meet the prisoners.
رئیس جمهور زندانی ها را ملاقات خواهد کرد.
Usage 4:
Simple present tense is used to show a planet future action.
زمان حال ساده برای بیان عملی پلان شده در زمان آینده استعمال میگردد.
Ex: Ahmad Travels to India next week.
My friends comes here the day after tomorrow.
احمد سفر میکند به هندوستان هفته آینده.
دوستانم میآیند اینجا پس فردا
Note: Adverb of frequency shows the repetition of an action.
قیود تکرار، تکرار یک عمل را نشان میدهد.
Ex: I always go to school.
من همیشه به مکتب میروم.
Present Continues Tense: زمان حال جاری
Structure:
A F: S+ to be + V ing+ C.
Q F: To be+ S + V ing + C.
N F: S + To be + not + v ing + C
N I F: To be + not + S + V ing + C
A F: I am going to school now.
Q F: Am I going to school now?
N F: I am not going to school now.
N I F: Am I not going to school now?
Usage 1.
Present continues tense is used to show the duration of an action which is in progress right now.
زمان حال جاری برای بیان جریان عملی استعمال میشود که در حال حاضر در حال انجام باشد.
Note:
When present continues tense is used in this way it is usually followed by adverbs of time. Like (now, at present, etc)
یاداشت: هنگامیکه زمان حال جاری در این طریقه بکار رود معمولاً با قید های زمان مانند (حال، در حال حاضر و غیره) همراهی میشود.
Ex: She is talking on the phone right now.
We are studying over lessons now.
Usage 2.
Present continues tense can be used to show an action which will take place in the future.
زمان حال استمراری یا جاری برای بیان عمل در زمان آینده استعمال میگردد.
Ex: Ahmad is coming here tomorrow.
We are going to a party next week.
Usage 3:
Present continues tense can also show the duration of an action which is apparently going on. but not necessary at the moment of speaking.
زمان حال استمراری همچنان میتواند برای بیان جریان عملی استعمال گردد. که ظاهراً در حال انجام است اما نه ضروراً در هنگام صحبت. (در موقع صحبت درجریان نیست)
Ex: my friend is working in a bank.
Jamal is studying at the university.
The students are studying at school everyday.
Note:
The present continues tense is not used with (out of control verbs).
These verbs are used in the simple present tense, followed by adverbs of present continues.
یاداشت: زمان حال جاری را نمیتوان با افعال غیر ارادی بکار برد.
این افعال در زمان حال ساده استعمال شده و باقید زمان حال جاری همراهی میشوند.
Some of the out of control verb as follow:
( Understand, believe, know, see …… etc.
Ex: I am understanding the lesson. (wrong)
I understand the lesson now (right)
Spelling notes:
قواعد اضافه نمودن (ing)
1.Verbs ending in a single (e) drop (e) and add (ing)
افعالیکه صرف به (e) ساکن ختم شده اند (e) اخر یا ساکن آنها حذف شده و (ing) علاوه میگردد.
Ex: Take- Talking
Make- making
2. Verbs ending in (ee) no changes are possible.
افعالیکه به (ee) ختم شده تغیری در آنها وارد نمیشود:
Ex: Agree- Agreeing
Flee- fleeing فرار کردن
3. verbs ending in (ie) change (ie) in to (y) and add (ing).
افغالیکه به (ie) ختم شده اند قبل از اضافه نمودن (ing) حرف (ie) را به (y) تبدیل میشود.
Ex: Tie- Tying
Die- Dying
4. one syllable verbs ending in a consonant following a vowel the last consonant is doubled before adding (ing)
افعال یک هجائی که به حرف بی صدا ختم شده اند و قبل از حرف بی صدای آنها یک حرف صدا دار قرار داشته باشد صرف بی صدای آخر آنها قبل از اضافه نمودن (ing) دوچند میشود.
Ex: Swim- Swimming
Sit- Sitting
Note: verbs ending in ( c) on extra (k) is added before adding (ing).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر