۱۳۸۷ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

آلمان از جنگ جهاني اول تا جنگ جهاني دوم
Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: دروازه براندنبورگ پس از سقوط برلين در آوريل ۱۹۴۵

جنگ جهاني اول:
درگيري قدرتهاي بزرگ در اروپا و زياده‌ خواهي آلمان قيصري به جنگ جهاني اول منجر شد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: جنگ اول: کشتارهاي سنگر به سنگراين جنگ که از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ طول کشيد و اولين فاجعه‌ ي بزرگ قرن بيستم بود و در آن نطفه‌ ي فاجعه ‌هاي بعدي بسته شد، حدود ۱۰ ميليون کشته و ۲۰ ميليون زخمي به جا نهاد. آلماني‌ها ۲ ميليون کشته دادند.

اعلام جمهوري
پايان جنگ پايان حکومت قيصري بود. قيصر مجبور به کناره‌گيري گرديد. آلمان جمهوري شد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: برلين، ۹ نوامبر ۱۹۱۸: اعلام جمهوري توسط فيليپ شايده‌من (از حزب سوسيال دموکرات)از آنجايي که بر روي قانون اساسي آن در اجتماع نمايندگان در شهر وايمار کار شد، اين جمهوري بعداً به جمهوري وايمار شهرت پيدا کرد.

غرامتهاي جنگي و عوامفريبي ناسيوناليستي
آلمان در جنگ اول شکست خورده بود و مي‌بايست غرامتهاي جنگي سنگيني بپردازد. اين موضوع از ابتدا بار سنگيني بر دوش جمهوري بود. غرامتهاي جنگي، نداشتن حق حاکميت ملي در برخي مناطق کشور و جريحه‌دار شدن غرور ملي فقط واکنشهايي را برنمي‌انگيخت که سمت و سويي دموکراتيک داشته باشند. ناسيوناليسم با نظامي‌گري و گرايشهاي محافظه‌کار و راست افراطي ميل ترکيبي‌اي داشت که در دوره‌ي پيشين پديد آمده بود. ناسيوناليستهاي افراطي از شکست در جنگ تفسير سخت Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: جلسه انعقاد قرارداد ورساي که آلمان را مجبور به پرداخت غرامتهاي سنگين جنگي کردگمراه‌کننده‌اي مي‌دادند. مي‌گفتند جنبش چپ و خيزشهاي ضد حکومت باعث شدند که آلمان شکست بخورد و مجبور به پرداختن غرامتهاي سنگين ۸۰ ساله شود. آنها جنگ و جنگ‌طلبي را محکوم نمي‌کردند و مي‌گفتند اگر بيشتر و شديدتر جنگيده بوديم، مانع مصيبتهاي بعدي شده بوديم. احزاب ناسيوناليست مختلفي اين ايدئولوژي را در فضاي سياسي وايمار مي‌پراکندند. از جمله‌ي آنها حزب ناسيونال‌سوسياليست به رهبري سرجوخه‌‌ي سابق آدولف هيتلر بود، که استعداد فراواني در آوازه‌گري عوامفريبانه داشت.

بحران اقتصاديBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در دوران بحران: صف در مقابل يک شعبه بانک
تورم و بحران حاد اقتصادي و بيکاري توده‌اي از شاخصهاي اصلي دوره‌ي وايمار بودند. اين پديده‌ها زمينه را براي افراطي‌گري در سياست مساعدتر کردند. مي‌گويند دموکراسي وايمار دموکراسي‌اي بود بدون وجود دموکراتها. در نيمه‌ي دهه‌ي ۱۹۲۰ اوضاع اقتصادي بهبود يافت. در دوره‌ي کوتاهي که آن را سالهاي طلايي بيست مي‌خوانند، فرهنگ شکوفا شد. شهر برلين به صورت يک مرکز جهاني فرهنگي درآمد. فضاي سياسي داشت بهتر مي‌شد که بحران جهاني اقتصاد بروز کرد. شاخص اين بحران سقوط بورس نيويورک در "جمعه‌ي سياه" (۲۵ اکتبر ۱۹۲۹) بود. بيکاري دامن‌گستر شد. در سال ۱۹۳۲ در آلمان ۶ ميليون تن بيکار بودند. دوباره غول فقر و گرسنگي سربرآورد.

گرايش به فاشسيمBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: "نبرد من" اثر هيتلر (چاپ اول). کتاب در سطح اعلام ايدئولوژي اعلام آشکار جنگ به انسانيت است
در اين دوران سياست به عرصه‌ي خيابانها کشيده شده بود. احزاب نه يارگيري، بلکه سربازگيري مي‌کردند. درگيري عمده ميان نازي‌ها (پيروان "حزب ناسيونال‌سوسياليست کارگران آلمان" NSDAP) به رهبري هيتلر و کمونيستها بود. راستگرايي و محافظه‌کاري آلماني، چون احزاب سنتگرا‌ي داراي ظاهري معقول را ناتوان از کنترل اوضاع ديد، به تدريج جانب فاشيستها را گرفت. هيتلري‌ها همه‌ي بدبختي‌ها را به جنبش کارگري، احزاب چپ و علاوه بر اينها به يهوديان نسبت مي‌دادند. آنان عوافريبانه در بوق و کرنا مي‌دميدند که ريشه‌ي بحران اقتصادي در توطئه‌ي قوم يهود براي سلطه بر جهان است. برپايي جنگ جهاني اول و شکست آلمان در آن را نيز به يهوديان نسبت مي‌دادند.
قدرتگيري نازي‌هاBildunterschrift: هيتلر و هيندنبورگ، پوستر انتخاباتي نازي‌ها در سال ۱۹۳۳:
سرانجام حزب هيتلر به قدرت دست يافت، آن هم از راه پارلماني با اتکا بر دسته‌هاي چماق‌کشي چون "اس آ" و "اس اس" که در گرد خود سازمان داده بود. او در ۳۰ ژانويه‌ي ۱۹۳۳ از جانب رييس جمهور هيندنبورگ به صدر اعظمي منسوب شد. هيندنبورگ در گذشته از فرماندهان نظامي ارشد آلمان در جنگ اول بود و پس از پايان جنگ سخت کوشيده بود تا نظام سلطنتي بماند. پس از مرگ هيندنبورگ، بساط جمهوري برچيده شد و هيتلر خود را رهبر خواند. او پيشتر با حمايت احزاب راست‌گرا و مذهبي در مجلس اعلام حالت فوق‌العاده کرده و براي سرکوب چپ آزادي‌هاي مدني و سياسي مصرح در قانون اساسي جمهوري را به حالت تعليق درآورده بود.

تماميت‌خواهي فاشيستي
ديکتاتوري دستگاه هيتلري ۱۲ سال طول کشيد: از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵. اين ديکتاتوري نمونه‌ي کامل يک رژيم تماميت‌خواه (توتاليتر) بود. آن را تماميت‌خواه مي‌خوانند، چون در تمام امور سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي دخالت مي‌کرد. هيچ پهنه‌اي از زندگي وجود نداشت که در آن مردم به حال خود گذاشته شوند. مخالفان دسته‌دسته به زندان و اردوگاههاي کار اجباري فرستاده مي‌شدند. نازي‌ها همه‌ي احزاب و سنديکاها ممنوع را کرده و کل جامعه‌ي مدني را با خشونت و تحميق به تصرف خود درآوردند.

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: کتاب‌سوزان با سلام هيتلري يهودستيزي
هيتلر سياستي را که در کتاب "نبرد من" خود در قبال يهوديان طرح کرده بود، بلافاصله پس از قدرت‌گيري به اجرا گذاشت. او و پيروانش فقط به برقراري تبعيض در حق آنان راضي نبودند و چيزي کمتر از نابودي آنان را نمي‌خواستند. سياست نابودسازي در حد اعلام برنامه، پس از قدرت‌گيري به هولوکاست، يعني يهودکشي از جمله کشتن يهوديان در اتاقهاي گاز و در کوره‌هاي آدمسوزي رسيد.
Bildunterschrift: يهودانه: در رايش سوم يهوديان مي‌بايست با اين علامت خود را مشخص مي‌کردند.
ايدئولوژي نازي‌ها از يهودي‌ستيزي سنتي، که در ميان مسيحيان ريشه‌دار بود و بارها به غارت و کشتار و برقراري تبعيض راه برده بود، بهره گرفته، آن را با راديکاليسم مدرن سياسي درآميخته بود. از يهودي‌ستيزي ديني، يهودي ستيزي نژادي ساخته شده بود و از مبارزه با يهوديت مبارزه با چپ، مبارزه با ليبراليسم، و مبارزه با هر فرهنگ و سبک زندگي متفاوتي فهميده مي‌شد.

واقعيت انکارناپذير کشتار يهوديان
آزار و کشتار يهوديان سياست اعلام‌شده‌ي نازي‌ها بود. رهبران نازي به آنچه در اين زمينه مي‌کردند، آشکارا فخر مي‌فروختند. نمي‌شد در آلمان آن هنگام زندگي کرد و از فجايعي که مي‌گذشت، به نحوي ‌خبر نداشت.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: آوشويتس به دليل شاهدهاي فراوان که هنوز هم عده‌اي از آنان زنده‌اند، به دليل اسناد و مدارک فرواني که از يهودآزاري به جا مانده، به دليل سخنان خود سران رژيم هيتلري و اعترافات بسياري از کارگزاران سياست يهودآزاري و يهودکشي، انکار آنچه بر يهوديان در دوره‌ي سلطه‌ي نازي‌ها گذشته، انکار يک واقعيت مسلم است. انکار در سطح رهبران سياسي و مبلغان حرفه‌اي معمولا از سر بي‌خبري صورت نمي‌گيرد و اي بسا انگيزه‌ي آن داشتن قرابت فکري با نازيسم و مخالفت با ايده‌هايي چون آزادي و برابري حقوقي همه‌ي انسانهاست.

سرکوب دگرانديشانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اعدامهاي جمعي در رژيم نازي
نازيسم هيچ شکلي از دگرانديشي و دگرباشي را تحمل نمي‌کرد. کمونيستها و سوسيال‌دموکراتها، فعالان سنديکايي، صلح‌طلبان و گروههاي مذهبي مخالف خشونت خاصه در کليساي کاتوليک با سرکوب شديد نازي‌ها مواجه شدند. بسياري از فعالان سياسي و نويسندگان و دانشمندان و هنرمندان تن به تبعيد دادند و آلمان را ترک کردند. عده‌‌ي کثيري از نويسندگان و هنرمنداني که در کشور مانده بودند، از هر فعاليتي منع شدند يا خود انزوا را به حضور در فضاي فاشيسم‌ زده ترجيح دادند. رژيم کار خود را با مراسم کتاب‌سوزان آغاز کرد. کتاب ‌سوزي مقدمه‌ي آدم‌ سوزي بود.
تدارک جنگBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اردوگاه‌هاي مرگ بوخنوالد
رژيم نازي پس از اين که دستگاه دولتي را زير کنترل خود درآورد و از فرمانبرداري ارتش مطمئن شد، به تدارک جنگ آغازيد. هدف نازي‌ها افزون بر جبران شکست جنگ جهاني اول، گشودن "فضاي حياتي" در شرق بود. "فضاي حياتي" مفهومي ايدئولوژيکي بود که نياز به کشورگشايي را از طريق برتري آلماني‌ها بر ديگر مردمان و لزوم سروري آنان توضيح مي‌داد. کشتار يهوديان و سرکوب و خوارداشت لهستاني‌ها و روسها در پيوند با پنداشت ايدئولوژيک "فضاي حياتي" بود. تلاش تسليحاتي براي تدارک جنگ از ۱۹۳۴ آغاز شد. صنايع سفارشهاي کلان بي‌سابقه‌اي دريافت کردند. سرمايه‌داران بزرگ رژيم را با منافع خويش سازگار ديدند.

شروع جهان‌خواري فاشيستيBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: هيتلر در هنگام عبور از ميان دريايي از جمعيت هوراکش
جهان در آغاز خطر هيتلر را دست کم گرفت. هيتلر توانست تقريبا بي‌دردسر به تقويت نيروهاي نظامي کشور دست زند و همزمان به تجاوز به خاک ديگران بپردازد. پيش از آن که با حمله‌ي آلمان به لهستان واکنش جنگي انگليس و فرانسه برانگيخته شود، هيتلر چکاي را تصرف کرده بود. قبل از آن اتريش ضميمه‌ي رايش شده بود و اين امر ناسيوناليسم در آلمان و اتريش را به اوج خود رسانده بود.

جنگ جهاني دومBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تانک تخريب‌شده‌ي آلماني در آفريقا
با حمله‌ي آلمان نازي به لهستان در تاريخ يکم سپتامبر ۱۹۳۹ جنگ جهاني دوم آغاز شد، جنگي مهيب‌تر از جنگ پيشين، جنگي که بخشهاي بزرگي از جهان را به آتش کشيد و ۵۵ ميليون کشته به جا گذاشت. در اين جنگ فاشيسم ايتاليا و ميليتاريسم ژاپن متحدان اصلي نازيسم آلمان بودند. آغاز جنگ با پيروزيهاي پياپي آلمان همراه بود. بخشهاي بزرگي از اروپا به تصرف آلمان درآمد. شکست در استالينگراد در آغاز ۱۹۴۳ ورق را برگرداند. شکست در جبهه‌ي روسيه، ورود ايالات متحده به جنگ عليه دول محور به سرکردگي آلمان، و بروز مشکل تأمين منابع انساني و مادي جنگ، آلمان را از حالت پيروز درآورد. دوران شکستهاي پياپي فرارسيد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: ۱۹۴۳: نبرد استالينگراد. شکست آلمان نازي در اين نبرد آغاز پايان رژيم هيتلر بودنازيها در برابر شکست شرورتر شدند، سياست "جنگ تام" را پيش گرفتند و هست و نيست کشور را در خدمت جنگ قرار دادند. بسياري از شهرهاي آلمان بر اثر بمباران يکسر ويران شدند. هيتلر اما سرسختانه مقاومت مي‌کرد. ۳۰ آوريل ۱۹۴۵: برلين که به تصرف قواي روس درآمد و سقوط رژيم حتميت خود را نشان داد، هيتلر دست به خودکشي زد. عمر رژيمي که به نحو بي‌سابقه‌اي سبعيتي دور از تمدن را با آخرين دستاوردهاي تکنيکي تمدن درآميخته بود، به پايان رسيد. آلمان در تاريخ ۹ مه ۱۹۴۵ رسماً بي‌قيد و شرط تسليم شد.

هیچ نظری موجود نیست: